X
تبلیغات
رایتل

دمام چیست ؟


\” دمام \” در بوشهر به سازی استوانه ای شکل اطلاق می شود که دو طرف آن را پوست گرفته اند . دمام از گروه \” ممبرانوفون \” و در متون قدیم فارسی جزو آلات ایقاعی بوده و به غیر از بوشهر ، در بعضی از استان های دیگر ایران ، همچون هرمزگان و خوزستان و همین گونه در کشورهای مختلف اسلامی بویژه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و دریای عمان و نیز تعدادی از کشورهای آفریقای جنوبی نیز رایج است .

عده ای از نویسندگان ، ساز دمام را در آثار خود برابر با ساز \” دمامه \” ( دبدبه ) معرفی و ثبت نموده اند .

حال آنکه ساز \” دمامه \” تعریف دیگری دارد . در مورد دمامه – که از ساز های دوره ی هخامنشیان می باشد – در فرهنگ معین چنین امده است :

\” دمامه ۱- کوس ، نقاره ۲- نای بزرگ که در جنگ می نواختند ۳- یکی از آلات ضربی ، و آن عبارت است از بدنه ای به شکل یک کاسه بزرگ که پارچه ای پوستی بر روی آن کشیده و بنابذاین یک طرف آن بسته است \”

با ای توضیح و نظر به بررسی انجام شده ، احتمال اینکه دمامه سازی بادی باشد ، قوی تر است . \” نزاری قهستانی \” نیز در شعر خود ، نواختن دمامه از طریق دمیدن را اینگونه آورده است :

دمامه در دمیدند از پگاهی

روان گشتند چون دیا ، سپاهی

و دیگری می گوید :

به چرخ رفت ز هر صفت ، نفیر نی و چنگ و دف

دم دمامه و شندف ، غریو ارغن و مزمر

دمام به احتمال قوی ، واژه ای است عربی ، ولی با توجه به اینکه کوبه ای بودن ساز دمامه نیز محتمل می باشد – هر چند که در صورت کوبه ای بودن دمامه ساختمان ان با دمام متفاوت است – می توان گمان برد که نام و ساز دمام برگرفته از ساز باستانی دمامه ایرانیان باشد غ همچون سایر سازها و واژگان موسیقی ایران زمین که پس از حمله ی اعراب ، در بسیاری از کشورهای عربی متداول شد .

سازندگان دمام برای ساختن این ساز ، دو عدد پوست دباغی شده ی بز را به کمک دو جفت حلقه ی دایره ای شکل ، بر روی دو طرف بدنه ی ساز ، نگه می دارند . هر کدام از این حلقه ها را چنبره می نامند .چنبره در گذشته از چوب درخت خیزران ساخته می شده اما در حال حاضر معمولا از سیم ؛ میله های نازک فلزی و بعضا از چوب ساخته می شود . دور این حلقه ها که اندازه ی آنها کمی بزرگتر از دهانه ی ساز می باشد . نیز پارچه می پیچند تا بدین وسیله فاصله ی آنها را نسبت به بدنه ی دمام و عبور بند ، تنظیم کنند .

بدنه ی ساز ، استوانه ای است توخالی به نام \” پیپ \” و در اندازه های مختلف بین ۴۵ تا ۵۵ سانتیمتر طول و ۳۵ تا ۴۰ سانتی متر قطر ، ساخته می شود . پیپ معمولا از جنس چوب و یا نوعی ورق نازک فلزی به نام \” پلیت \” است که به ساز ساخته شده از نوع اول ، چنانچه از تنه ی یک تکه درخت باشد ، \” دمام گرم \” و به نوع دوم \” دمام پلیتی \” می گویند .

در وسط پیپ نیز ، یک یا دو عدد سوراخ کوچک دو سانتی متری که در تولید صدا موثر می باشد ، ایجاد گردیده است .

برای چسباندن پوست های اضافی بر روی چمبرها از یک نوع بند به نام \” ستلی \” استفاده می کنند که در زیبا قرار گرفتن پوست بر روی ساز تاثیر گذار است .

پوست ها و چمبرهای هر طرف به وسیله نوعی طناب به نام \” گشب \” (گش ) یا \” کمبال \” به طرف همدیگر کشیده می شوند . این طناب را بوسیله سوزن \” گوال \” یا \” جوال دوز \” بزرگ از میان چمبره و پوست به شکل عدد ۷ و ۸ عبور می دهند که برای این کار معمولا ۷ نقطه ی پوست را در کناره ی چمبره ، نشانه و سوراخ می کنند . عبور سوزن \” جوال دوز \” نیز به کمک \” گوه \” و \” ماکری \” صورت می گیرد .

در وسط پیپ ، به وسیله همان طناب ف فاصله هایی که به شکل ۷  و ۸ ایجاد شده بود را به هم نزدیک می کند که به این طناب \” ازام \” یا \” ازام می گویند .

وقتی بندهای دمام به هم کشیده شدند و در نتیجه پوست های دمام محکم و آماده ی نواختن گردید ، در اصطلاح می گویند : \” دمام شرباک \” است . به کشیدن بند دمام برای این کار \” تیت \” و یا \” سمت \” می گویند . بر عکس آن ، وقتی بند دمام شل می شود ، می گویند : \” دمام \” لین \” ( نرم ) شده است .\”

دمام به وسیله ی بند کولی بر روی شانه و گردن نوازنده به صورت ایستاده آویخته و نواخته می شود .

نوازنده از یک طرف با کوبیدن چوبی معروف به چوب \” گرز \” به وسط پوست ساز ، و از طرف دیگر با زدن ضربات دست خود بر پوست ( قسمت میانه و بک ) ، آن را به صدا در می آورد .


سازندگان ، پس از نوتختن ساز آن طرف از پوست دمام که نسبت به طرف دیگر ، از استحکام کمتری کمتری برخوردار است را با ایجاددایره ای رنگی در وسط پوست ، نشانه می کنند . این علامت ، خطری است برای نوازنده که نباید طرف نشانه را به وسیله چوب بنوازد ؛ زیرا احتمال پاره شده پوست این قسمت ، از طرف دیگر بیشتر است .


\” معمولا به آن طرف دمام که با چوب نواخته می شود \” شمالی \” و به طرف دیگر آن که با دست نواخته می شود \” جنوبی \” می گویند . پوست \” شمالی \” که باید استحکام بیشتری داشته باشد از جنس پوست بز و پوست قسمت \” جنوبی \” را معمولا از پوست آهو استفاده می کنند . بنابراین شمالی به \” بزی \” و جنوبی به \” آهویی \” یا \” اوهیدی \” نیز معروف است . \”

تعداد دمام ها در دسته ای که مراسم سنج و دمام اجرا می کنند ، معمولا ۷ عدد می باشد . گاهی مراسم سنج و دمام ، توسط دو یا سه دسته ی هفت تایی اجرا می شود که ممکن است هر دسته با نه یا یازده دمام ، قطعه ی خود را به اجرا برای اجرای قطعه ی سنج و دمام ، نوازنده های دمام با فاصله کمی ، روبه روی هم می ایستند و نوازنده ی \” دمام اشکون \” نیز سر دسته قرار می گیرد . ایستادن نوازنده ها بدین شکل – که قطعا محل اجرا یعنی کوچه های تنگ و باریک محله های قدیمی شهر بوشهر در آن بی تاثیر نبوده – بیشتر به این خاطر است که نوازنده ها بتوانند کار همدیگر را دیده ، حس و ارتباط لازم را باسایر نوازنده ها بر قرار کرده ، شیوه نواختن خود را همدیگر منطبق نموده و در نتیجه ، ریتم را با کیفیتی بهتر اجرا کنند .

دمام \” اشکون \” ، \” غمبر \” و \” زیر غمبر \” عنوان دمام هایی هستند که در مراسم سنج و دمام مورد استفاده قرار می گیرند و آنها را می توان از روش نواختشان و همچنین به لحاظ قرار گرفتنشان در دسته ، از هم متمایز ساخت .

دمام اشکون :

به تک دمامی گفته می شود که در سردسته قرار دارد . صدای این ساز نسبت به سایر دمام ها ، زیرتر و شکل آن جمع و جورتر است . نوازنده ی این ساز پس از نواخته شدن بوق ، با اجرای فیگورهای نوازنده ی غمبر ، معمولا ۲ الی ۴ میزان تکنوازی می کند و بدین وسیله ریتم و سرعت آن را به سایر نوازنده ها منتقل می نماید .

نوازنده ی \” اشکون \” ، در پی نواخته شدن سایر سازها ، در چاچوب ریتم ، آزادانه و به صورت بداهه ، با اجرای فیگورهای متنوع ، به شکستن ریتم اصلی می پردازد و بدین وسیله به نام خود یعنی اشکون ( به معنی شکننده ضرب ) معنی می دهد .

نوازنده های \” دمام اشکون \” ، ر این مراسم ، جایگاهی خاص دارند ف آنها با نوازندگی متفاوت و متنوعی که از خود به نمایش می گذارند ، نسبت به بقیه نوازنده ها بیشتر مورد توجه و علاقه تماشاچیان قرار می گیرند ؛ چرا که از قدرت بداهه نوازی و درک ریتم بیشتری برخوردارند .

دمام غمبر :

به دو دمامی گفته می شود که در سمت راست و چپ اشکون قرار دارند . دمام های مورد نظر،در سر دمام های معمولی قرار دارند و به همین خاطر نیز آنها را دمام های \” کله \” ( سر ) می نامند .

نوازنده های این ساز در تبادل ضربات بین چوب و دست ، سه شیوه را به کار می گیرند . آنها در هر سه شیوه ، فیگورهای مشخصی را به اجرا در می گذارند که واسطه ی میان ریتم دمام معمولی و اشکون است .

نوازنده های این ساز پس از نواختن شدن دمام اشکون ، کار خود را با فیگورهایی مشخص ، همچون سایر دمام ها شروع و تا پایان قطعه ، گروه ا همراهی می کنند . اوج نوازندگی \” دمام های غمبر \” ، نوازنده ی اشکون را در نواختن به وجد می آورد . بعضی واژه ی غمبر را بر گرفته از شور و احساسی می دانند که بر اثر نواختن به نوازنده دست می دهد . به نظر نگارنده ، واژه ی \” غمبر \” از ترکیب غم + بر ، ساخته شده که \” غم \” به معنی حزن و اندوه و پسوند \” بر \” به مفهوم بردن ، بیرون راندن و دور ساختن می باشد . بنابراین با توجه به مفهوم لغوی و کاربرد اصلی این ساز \” غمبر \” ، سازی است که نواختن و یا صدای آن غم را بیرون رانده و نشاط می آورد . از این رو احتمال می رود که نام گذاری آن به این دلیل است که این نوع دمام ، در اصل مربوط به مراسم جشن و سرور یا آیین زار و درمان افسردگی های روحی بوده است .

گفتنی است در بعضی از محله های بوشهر مانند صلح آباد ( ظلم آباد قدیم ) ، دیرینه سالان ، به حرکات موزون نوازنده ی غمبر ، رقص \” سمبویی \” و به چپ و راست رفتن شانه های نوازنده ، \” هلز دور \” می گویند .

دمام زیر غمبر ;

به کلیه دمام ها ، به جز اشکون و غمبر ، اطلاق می شود . به دلیل اینکه نوازنده های آن در اجرای مراسم ، پایین دست نوازنده های غمبر قرار می گیرند ف به آنها دمام های \” زیر غمبر \” می گویند .

همچنین به دلیل ساده بودن نواختن آنها نسبت به بقیه ی دمام ها ، با عنوان دمام \” ساده \” و \” معمولی \” هم شناخته می شوند . کار آنها نیز مانند دمام غمبر در طول قطعه ، مشخص و ثابت است .

در بندر بوشهر ، نوازنده های دمام ، ساز خود را خیلی محکم و با قدرت می نوازند و این امر را یکی از اصول نوازندگی در نواختن سازهای مراسم می دانند . بر اثر محکم نواختن دمام ها ، در هر مراسم پوست این ساز حالت قبل از اجرای خود را از دست می دهد . برای اینکه پوست ساز ، صدا و حالت پیشین خود را به دست آورد ، بعد یا قبل از هر اجرا ، بند های دمام را محکم می کنند تا دو پوست دمام ، به طرف هم کشیده شوند و صدای آنها بهتر شود .

از میان نوازنده های قدیمی و مشهور دمام می توان از شادروانان : \” بمون سیاه \” ( بمون بابا حاجی ) ، \” کل اسماعیل هاشم \” ف \” شعبون \” و \” بشیر سیاه \” ( بلال زاده ) ، \” سید کریم \” و \” سید امیر امازاده ای \” ، \” سید آقا حمیدی \” ، \” سید محمد حمیدی \” ، \” حسین قصاب \” ، \” کل مندنی \” ( ماندنی ) ، \” ناخدا رسول \” ، \” مشهدی اسماعیل تمهید \” و بسیاری از نوازنده های صاحب نام و در خور تحسین دیگر ، یاد نمود .

برگرفته از کتاب اهل زمین ( موسیقی و اوهام در جزیره خارگ ) نویسنده : محسن شریفیان .

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد